مرتضى راوندى

440

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

يعنى هنگامى كه نادر درصدد فرونشاندن شورش افاغنهء ابدالى بود ، شاه طهماسب كه از قدرت روزافزون نادر بيمناك بود ، تصميم گرفت بدون كمك نادر عليه تركان ، لشكركشى كند و با اين اقدام ، اعتبار و حيثيتى كسب كند ، ولى بر خلاف انتظار ، از تركها شكست خورد و در پيمان صلح ، اراضى قفقاز را به عثمانيها واگذار كرد . نادر در مراجعت ، پيمان شاه را با عثمانيها پيمانى ننگين شمرد و اعلام كرد كه آن را به رسميت نمىشناسد و در مجلس مشورتى ، شاه طهماسب دوم را خلع و پسر هشت‌ماههء او را به نام شاه عباس سوم به شاهى برگزيد . نادر به قرآن سوگند وفادارى خورد و در برابر اين كودك به زانو درآمد ، و تمام عمال نادر از او پيروى كردند و به اين ترتيب ، قدرت حكومت عملا به دست نادر افتاد . نادر پس از اين جريان ، عثمانيها را در كركوك شكست داد و آذربايجان شمالى ، گرجستان و ارمنستان را از وجود ايشان پاك كرد ، ولى در جنگ عليه خوانين داغستان نتيجهء مطلوب را به دست نياورد . هنگام لشكركشى به مناطق قفقاز ، سربازان نادر از نهب و غارت و ستمگرى به مردم بىسلاح خوددارى نكردند . كنگرهء مشورتى ! مغان نادر در دوران سلحشورى ، تنها در فكر كسب افتخارات نظامى نبود ، بلكه وى به موازات پيروزيهاى جنگى با تمهيد مقدمات ، راه سلطنت و فرمانروايى را نيز براى خود هموار مىكرد و به مردم نشان مىداد كه بازماندگان سلالهء صفوى هيچ‌يك اهليت ادارهء كشور را ندارند . شاه عباس سوم در نتيجهء ضعف جسمانى يا در نتيجهء توطئه‌اى جان سپرد و راه موفقيت براى نادر هموار گرديد . وى براى اجراى نقشهء خود تصميم گرفت به صورت ظاهر ، موافقت طبقات ممتاز و فئودالها و روحانيان و عامهء مردم را جلب كند و براى كسب موافقت نمايندگان خلق ، قورولتاى يا كنگرهء عمومى در آخر زمستان 1149 هجرى ( ژانويهء 1736 م . ) در دشت مغان تشكيل شد . در اين مجمع تاريخى : مجتهدين شيعه و امامان جماعت و قاضيان ، و « آبرام كرتاتسى » اسقف بزرگ ، و « كاتوليكوس » ارمنى و بگلربگان و خوانين و ديگر اميران فئودال و سران قبايل چادرنشين و كلانتران و حتى عدهء كثيرى از كدخدايان كويها و دهكده‌ها دعوت شده بودند . بر روى هم ، بيست هزار نفر و طبق اطلاعات رسمى صدهزار نفر ( در اين رقم عدهء خدمه نيز منظور شده است ) گرد آمده بودند . براى مجتمعين در حدود دوازده هزار ساختمان موقتى از نى و از آن جمله مساجد و گرمابه‌ها و بازار ساخته شده بود . خوانين كه عدهء آنان به 54 نفر مىرسيد ، در اين قورولتاى نقش رهبرى را عهده‌دار بودند و ديگران نقش نعش را داشتند . « 374 » اكثر اعضاى اين محفل از بين ياران و همفكران نادر انتخاب شده بودند و عملا هيچ‌يك از اعضاى كنگره جرأت نداشت كه رأى و نظر حقيقى خود را ابراز كند . نادر نخست كنگره را افتتاح كرد ، و پس از ذكر خدمات و فداكاريهاى خود ، گفت در اثر كار زياد خسته و فرسوده شده است و انتظار دارد كه حاضران هركس را براى زمامدارى شايسته مىدانند ،

--> ( 374 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ج 2 ، ص 634 .